العلامة المجلسي
413
عين الحيات ( فارسى )
مىتوانم با او دعوا كنم ، و در اين فرد هم تا ممكن باشد به نحوى سؤال كند كه نفهمند پدر خودش مراد است ، به اينگونه بگويد كه اگر پدرى با فرزندى چنين معامله نموده باشد چون است مىبايد چنين كند ، و اگر به اين نحو بيان نتواند كرد مىبايد سعى كند كه به غير آن عالم ديگرى نشنود . چهارم : نصيحت مستشير است ، مثل آنكه شخصى با كسى مشورت مىكند كه مال خود را به فلان شخص بدهم به قرض يا به مضاربه بدهم يا نه ، يا دختر خود را مىخواهم به او تزويج نمايم . ، در اين صورت واجب است كه آنچه خير او را داند بگويد ، و اگر داند كه به مجمل بگويد كه مكن او ترك مىنمايد به همين اكتفا نمايد ، و اگر او راضى نشود مگر به تفصيل همان عيبى كه در همان معامله دخيل است بگويد و زياده از آن نگويد ، و اگر از او سؤال ننمايد و به اعتبار اخوّت و خيرخواهى او را منع كند از معاملهء با آن شخص از براى خدا خوب است ، درصورتىكه داند ضرر عظيم به او مىرسد از معاملهء آن شخص . پنجم : بيان بدعت ارباب بدع است كه ضرر به دين مردم رسانند ، و مردم را فريب دهند و گمراه كنند ، بيان بدعت ايشان كردن واجب است ، و مردم را منع از متابعت ايشان كردن لازم است خصوصا بر علما . چنان كه به سند صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هرگاه ببينيد اهل ريب و بدعتها را بعد از من ، پس اظهار كنيد بيزارى از ايشان را ، و ايشان را دشنام زياد بدهيد ، و در مذمّت و بطلان ايشان سخن بسيار بگوئيد ، بلكه اگر ضرور شود بهتان هم نسبت به ايشان بگوئيد تا طمع نكنند در فاسد كردن اسلام ، و مردم از ايشان حذر نمايند ، و از بدعتهاى ايشان ياد نگيرند ، تا حقتعالى از براى شما به سبب اين رفع بدعت حسنات بسيار